بابلسر - 28 و 29 آذز
گل پسر نازنینم این روزا بابایی کاراش خیلی زیاده و هر شب تا دیر وقت سرکاره و این هفته که گذشت جمعه هم سرکار بود تا دیر وقت از امشب هم به مدت یک هفته شبها هم سر کار میمونه چون از فردا فیلم برداری کارش شروع میشه و بابایی کارگردان این قسمتاست و این خیلی خوبه خدا کنه که کاراش همه درست بشه و خوب و کامل تموم بشه.
این بود که با مامی و باباشی روز پنجشنبه و جمعه هفته پیش رفتیم شمال بابلسر . خیلی سفر خوبی بود و کلییی بهمون خوش گذشت مامی جون برات یک سطل شن بازی گرفت و شما کلی توی ساحل برای اولین بار شنبازی کردی. کلی مرغ و خروس و پیشی دیدی و حتی بردیمت باغ وحش که کلی دوست داشتی و همه جور حیونی رو دیدی . اونجا طوطی، گراز، شیر ، گربه وحشی ، کانگورو، گرگ، شتر، میمون، خرس و کلی پرنده داشت. کلی هم تاب بازی کردی و غذاهای خوشمزه و خوراکی خوردی. خلاصه که سفر خیلی خوبی بود دست مامی و باباشی هم درد نکنه .



راستی گل پسر خودت رنگ سبزو انتخاب کردی . تازگیها خودت لباسات و انتخاب میکنی برای پوشیدن. این خیلی خوبه دوست دارم:)














اینم از یک سفر خوب با پدر بزرگ و مادر بزرگ مهربونت. عاشقتم عسلم انشاالله همیشه به سفر باشی



بابلسر - 28 و 29 آذز
